خانه / اجتماعی / می لرزد از اندوه تو… (شعر)

می لرزد از اندوه تو… (شعر)

‍ می لرزد از اندوه تو ارکان وجودم
تارِ غم تو چله کشد در پی و پودم

هر جای جهان بی تو سبکبال بگردم
بی فایده، وهم است تویی بود و نبودم

این بار هزار است که با نام هزاره
بر قامت خونین تو افتاده سجودم

میراث نیاکان شده آن خون به ناحق
جاری شده ات در گذر و کوچه و رودم

هم بغض تو ای طفل که فریاد نکرده
خاموش شدی، مرگ گرفته است سرودم

آنسو رخ ایمان تو بر خاک و اینسو
سیلی زده تکفیر به رخسار کبودم

همچون نفس آخر آن دخترک ناز
از ماتم تو در شکن و شیب و فرودم

آتش زده بر پیکره ام جهل و تعصب
افسوس که کور است جهان از دم و دودم

آمنه نوروزی، بیست و سوم آوریل ۲۰۱۸

می لرزد از اندوه تو… (شعر)
امتیاز این مطلب از نظر شما.

درباره‌ی فیروز اکبری نواندیش

مدیر بنیاد فرهنگی قلم سبز افغانستان شاغل در حوزه سیستم های امنیتی و نظارت تصویری

حتما ببینید

کودکان رفتار والدینشان در شبکه‌های اجتماعی را تقلید می‌کنند‼️

اگر مداوماً عکس کودکتان را بدون رضایت او منتشر می‌کنید، منتظر باشید تا او نیز …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از فروشگاه آنلاین قلم سبز محصولات ناب و با کیفیت بخرید کلیک کنید رد کردن